دیگه همه چیز عوض شده...آدما خیلی زود همه چیزو فراموش میکنن...افکار عمومی حافظه ضعیفی داره...تازه بدتر از اون وقتی رسانه ها گسترش پیدا می کنن و این وبلاگ ها مثل قارچ تولید می شن و زود دچار پوسیدگی می شن...تازه آدممی فهمه که مرگ وبلاگ ها کی شروع می شه ....از همه اینا که بگذریم می رسیم به آدمایی که از کنار هم رد می شنو همدیگه رو نمی بینن...

دلم برای دلتنگی هایم تنگ شده است...برای روزهای بی قراری و

نخلستانهای تنها...دلم برای باران های بومی تنگ شده است

برای بوی شرجی های اهواز که مدام در حال شبیخون زدن بودو چقدر این شبیخون مهربان بود

دلم بری حمله تنگ شده است...حمله امتحانات دروه کارشناسی...برای قضاوت و پایان قضاوت